به نام خدادیروز رفتم برای دوستم که تولدش بود لباسی بعنوان کادو بخرم وبا قیمت مناسب از کت وشلواری هم برای خودم خوشم آمد وخریدم -زی زی را دیدم وحال واحوالی پرسیدم ونهار میهمان بودم با قیمه پلویی خوشمزه
به نام خدامدتی بود تمایل داشتم سری به آقای روستا بزنم ودیروز عصر این فرصت حاصل وبا بچه ها هم دیدن اوخانواده اش رفتیم؛خوش گذشت وسالیانی هم بود که آن منطقه را ندیده بودم وامیدهم که درآن حوالی درس میخوان
به نام خداخانم مهندس اطلاع داد که برای پیگیری اختلافات خودش با شریک سابقشان به محکمه رفته وامیدوارم حل شود-بچه ها به من زنگ زده وگفتند ظاهرا" اریک دچارمشکل مجدد شده وخبری ازاو نیست؛خودم هم متعجب شدم ز
به نام خداامروز ولادت باسعادت حضرت زهرا-سلام الله علیها-است که درکشورما روز زن هم نام گذاری شده؛این عید را تبریک میگویم وهمچنین پاسداشت وتکریم مادران وعموم زنان است که به مادر وخانواده ام تبریک میگویم
به نام خدادَم دَمای صبح خواب بیماری مادر را می دیدم وحال خوبی نداشتم دم ظهر به آرمان گفتم زنگ بزند حالی بپرسد ومطلع شدم مادرم بیمارودربیمارستان بستری است ومعلوم شد نگرانی ام درست بوده وهمان حوالی حالش
به نام خدارفتم وبازار بزرگ ایران را دیدم که بخش کوچکی از آن را تازه افتتاح کرده است تا شاید قدری ازحرف وحدیث هارا کمتروفعالیتی را آغازکنند؛پروژه بسیارعظیمی بود واز نحوه ساخت واصول مهندسی حاکم برآن ورو